سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

38

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

اينكه ظرف را بمحذوف متعلق گرفته نه بمذكور جهتش اينستكه كلمه [ جمعا ] مصدر است و معمول مصدر بر آن مقدّم نمىشود و پس از آن مىگويد : حق اينست كه تقديم معمول مصدر در صورتى كه ظرف باشد جايز است چه آنكه در باب عمل در ظروف كوچكترين شباهتى كه عامل به فعل داشته باشد همان مجوّز عمل بوده و تقديم يا تأخيرش چندان مهم نيست . مترجم گويد : اين تعليل از فرمايشات مرحوم نجم الائمّه بوده و اين قول نيز از ايشان است . قوله : و لكونه اتمها تحريرا : ضمير در [ لكونه ] به قسم ثالث و در [ اتمّها ] به كتب مشهوره عود مىكند و از اينعبارت اينطور استفاده مىشود كه ساير كتب نيز از حيث پاك بودن از حشو و زوائد موصوف به تمام بوده منتهى قسم ثالث از آنها زيادى دارد . و اشكاليكه بر اينكلام وارد است آنكه تماميّت امرش دائر بين وجود و عدم است يعنى اين صفت يا موجود است و يا نيست نه آنكه از ماهيّات مقول بتشكيك بوده تا قابل كم و زيادى باشد زيرا تماميّت يعنى نهاية الشّئ و پرواضح استكه اينمعنا يا هست يا نيست و اساسا معنا ندارد كه بگوئيم اين نهايت از آن نهايت بيشتر يا كمتر است . در نتيجه بايد گفت : تعبير به كلمه [ اتمّها ] صحيح نيست و اصلا استعمال اين لفظ از نظر قواعد درست نمىباشد چون يكى از شرائط صيغه تفضيل آنست كه مادّه كلمه از نظر معنا قابل كم و زيادى باشد . قوله : هو تهذيب الكلام : ضمير [ هو ] به تحرير راجع